ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
81
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
مىباشد . پس اگر غرض عارف خود عرفان باشد از افراد مخلص در توحيد نخواهد بود چون با حق ، ديگرى را هم خواسته است و اين حالت كسى است كه به آراستگى در ذاتش مباهات كند . امّا كسى كه حق را بشناسد و ذات خود را فراموش كند چنان كه خواهى دانست ناگزير عرفان را نيز از ياد مىبرد و تنها معروف را كه حق است مىيابد . چنين شخصى در ميانهء درياى رسيدن به حق شناور مىباشد و آنجا درجات زيور يافتن به وسيلهء امور وجودى است كه صفات نامتناهى خداوند است . و در قرآن عزيز بدان اشارت شده است : بگو اگر دريا براى سخنان پروردگارم مداد و مركَّب مىشد ، البتّه دريا پيش از آن كه سخنان پروردگارم به پايان رسد پايان مىيافت هر چند همانند آن كمك مىآورديم ( 1 ) . خدا سرپرست توفيق و آخرين درجهء اخلاص از اوست . بحث چهارم در مراتب حركات عارفان است نخستين درجه از درجات ، حركتى است كه در اصطلاح اهل طريقت اراده نام دارد ، چون هر گاه براى آدمى اعتقاد حاصل شود به اين كه خوشبختى كامل در روى آوردن به خدا و روى گرداندن از غير اوست ، خواه اين اعتقاد ، برهانى باشد يا تقليدى و يا فطرى از اين عقيده ارادهء روى آوردن به خدا و دور شدن از غير او پديد مىآيد . و تا وقتى انسان بر آن حال بماند مريد ناميده مىشود ، سپس اگر در آن رفتار فرو رود و با آن به اراده و رياضت معيّنى دست يابد ( 2 ) انوار الهى لذّت بخش كه به برق درخشان شبيه است بر او آشكار مىشود اهل طريقت اين حالت را اوقات مىنامند . و ترس و پريشانى او مىشود و علتش اين است كه نفس براى پذيرفتن آن آمادگى ندارد چنان كه از رسول اكرم ( ص ) نقل شده كه در آغاز وحى اظهار پريشانى مىكرد و مىفرمود : مرا به جامه بپيچيد ، مرا به جامه اى بپيچيد . و چنان
--> ( 1 ) كهف - ( 8 ) آيهء 109 . ( 2 ) اين مطلب از نمط نهم كتاب شفاى ابن سينا گرفته شده و عين عبارتش اين است : « اشارة - هر گاه اراده و رياضت به درجه اى معيّن برسد با ظهور نور حق بر او ، فرصتهاى مناسب لذّت بخشى برايش پديد مىآيد كه چون برقهاى خفيفى بر او مىدرخشد و سپس خاموش مىشود ، اين حالت در نزد عرفا » اوقات « ناميده مىشود و هر وقتى را دو نشاط در بر مىگيرد ، نشاطى به نفع او و نشاطى بر ضرر او آن گاه كه در رياضت دقّت كند اين پرده ها بر او زياد مىشود پس در رياضت فرو مىرود تا در غير رياضت آن را بپوشاند و هر گاه چيزى به نظر برسد در پيشگاه ذات مقدس حق اقامت مىگزيند و از امر او ، امرى به ياد مىآورد آن گاه پرده اى او را مىپوشاند و نزديك مىشود كه حق را در هر چيزى ببيند » . طالبان اشاراتى را كه در پى اين اشاره آمده است در كتاب شفا بجويند .